الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني

177

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

مطالعهء خلقت يعنى راه علوم حسى و تجربى چنان‌كه گفته شد به هيچ‌وجه قادر نيست جواب‌گوى مسائل مورد نياز بشر در الهيات باشد ، زيرا اين راه همين‌قدر اثبات مىكند كه جهان با نيروى مدبّر قادر و مريدى اداره مىشود اما خود آن قوه چه وضعى دارد ؟ و آيا واجب‌الوجود و قائم بالذات است يا او نيز به نوبهء خود مخلوق يك نيروى ديگرى است ؟ آن نيروى ديگر چه‌طور ؟ آيا در نهايت امر به نيروى قائم بالذات منتهى مىشود يا نه ؟ آيا آن نيرو واحد است يا متعدد ؟ بسيط است يا مركب ؟ از كجا آمده است ؟ ازلى و ابدى است ؟ به همه چيز بلااستثناء عليم و قدير است يا براى علم و قدرت اوحدى هست ؟ به مخلوقات خود نزديك است يا از آن‌ها دور است ؟ مخلوقات در برابر او مختارند يا مجبور ؟ صفاتش مغاير با ذات است يا عين ذات ؟ ازلًا و ابداً در كار خلقت و آفرينش است يا خلقتش محدود است به زمان محدود ؟ مستقيماً در كارها دخالت مىكند يا به وسائل و اسباب كار مىكند ؟ آيا در ادارهء جهان اعوان و انصار دارد ؟ ! اين‌ها و يك عده مسائل ديگر است كه خواه ناخواه براى بشر مطرح است و تا اين‌ها راه حل صحيح نداشته باشد مسئلهء خدا و ماوراءالطبيعة يك امر مجهولى بيش نخواهد بود . از طرف ديگر مىبينيم قرآن در اين‌گونه مسائل سكوت نكرده است ، اين مسائل و يك سلسله مسائل ديگر را طرح مىكند ، چرا ؟ آيا جز براى درك و فهم و حل مشكل است ؟ قرآن دربارهء خدا و ماوراءالطبيعه چنين مسائلى طرح مىكند : « لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ » ؛ « 1 » خداوند نظير و مثل و هم‌تايى ندارد . « وَ لِلَّهِ الْمَثَلُ الْأَعْلى » ؛ « 2 » براى خداست صفات و الا و برتر . از وهم و گمان و عقل و خرد .

--> ( 1 ) . شورى ، آيهء 11 . . ( 2 ) . نحل ، آيهء 60 . .